تمام آرامش انسان در همین انقلاب درونیه. چون باعث میشه شما خودتو پیدا میکنی و میفهمی که من جز حق خواهی هیچی دیگه نمیخوام. جز حقیقت هیچی دیگه نمیخوام. فقط میگی حق با من هست یا نیست! این مهمه. و تا وقتی ما اینو درکش نکنیم خودمونو نشناختیم.
سر کاریم! دنیا سر کار گذاشته ما رو. نذار دنیا گولت بزنه. گم بشی. خیال کنی پول میخوای. خیال کنی نمیدونم، خوراک میخوای. خیال کنی شهوت میخوای. خیال کنی پست و مقام میخوای. خیال کنی نمیدونم، ماشین خوب میخوای… هیچی نمیخوای. تو فقط خدا رو میخوای. حق رو میخوای. همین.
تمام. میگی من که الان به خودم هرچی نگاه میکنم میبینم خیلی چیزو میخوام. اشتباهه. اشتباهه! نمیخوای. ولله هیچی دیگه نمیخوای. کی میفهمی که هیچی دیگه نمیخوای؟ تا حالا نشده با کسی دعوات بشه. میگی حق منو خورده. دعوا میکنم باهاش هرچه باد آباد. یه مرتبه یهو قید همه چیو رو میزنی.
این خصلت تو وجود انسان این یعنی چی این از کجا اومده یه جایی میرسه به یه مرحله میرسه خونش به جوش میاد قید همه چی رو میزنه. یعنی چی اصلا قید همه چی رو زدم میگه هیچی برای من دیگه مهم نیست من اینه که میخوام بهش برسم اینکه تشخیصش درسته غلطه اون یه بحث دیگه هست خب این تو تا قبلش کلی محاسبه میکرد کلی برنامه ریزی میکرد؛ میرسه به یه جایی میگه دیگه هیچی نمیخوام همین یک خواسته! یک خواسته بیشتر واسش نمیمونه. انسان یک خواسته بیشتر نداره و اونم خداست و اونم حقه. اون خواسته به واسطه خواسته های ذهنی تو دنیا پوشیده شده کار امام حسین و هنر امام حسین با فداکاریای که در روز عاشورا کرده اینه که خواسته واقعی ما و اون تک خواسته واقعی ما رو جلو چشممون میاره.
ببین تو هیچی دیگه غیر از خدا و حق نمیخوای. قدر اینو بدونیم.
ref: https://khodshenasi.me/lessons/g2336
30:48
0 نظر ثبت شده