خودشناسی
فایل 2375
استاد حسین نوروزی
( ۱۴۰۵)
تقویت انگیزه برای انجام امور**
انگیزه با «چرا» آغاز میشود. پیش از شروع هر کاری، انگیزه را تقویت کنید تا آن کار با بهترین کیفیت، درستی و نهایت توان اجرا شود. برای بهبود انگیزه در هر کار، باید از «چرا» شروع کرد.
به خود بگویید: «چرا من باید این کار را انجام دهم؟» «چرایی» آن را بهخوبی برای خودتان تحلیل کنید و در ذهنتان تثبیت کنید. زمانی که این چرایی در ذهنتان جا افتاد، خاطرتان از انجام آن کار راحت میشود و آن کار به انجام میرسد. سپس به دنبال آن بروید و کارتان را انجام دهید.
با این روش، کاری که از منبع بالا (یعنی انگیزه) نشئت میگیرد، بهدرستی پیش خواهد رفت. این انگیزهها با «چرا» به وجود میآیند و همه کارها نیز با همین انگیزه به پیش میروند. حال، این «چرا» چقدر مهم است و انگیزه چقدر اهمیت دارد؟ قبل از هر کاری، انگیزه خود را بسازید. انگیزهها دارای مراتباند. همانگونه که فرمودهاند: «همت بلند دار که مردان روزگار، ز همت بلند به جایی رسیدهاند.»
**مراتب انگیزه: از مجاز تا حقیقت**
باید انگیزههای عالی داشته باشید. در هر کاری، به انگیزه فعلی خود اکتفا نکنید و بالاتر بروید. آنقدر بالا بروید تا به وحدت، توحید و یگانگی برسید. به انگیزه نهایی تمامی کارها و خلقت که خداست. اگر انگیزه از آنجا نشئت بگیرد، کار تمام است: «إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» (خداوند بر هر کاری تواناست). اما حتی در امور دنیا نیز کار از انگیزه ساخته میشود؛ یعنی کار از بالا سامان مییابد.
اگر میخواهید یک کار دنیایی را انجام دهید، انگیزه خود را درست کنید. در این صورت، سختیها، شداید و مشکلات دیگر اصلاً دیده نمیشوند، شما را اذیت نمیکنند، کم نمیآورید، خسته نمیشوید و آن را نیمهکاره رها نمیکنید. چرا؟ چون «من دارم این کار را میکنم.» تابآوریتان بالا میرود و کم نمیآورید.
«اعف بدنک اما قویت علیه نیتک.» نیتت را قوی کن و انگیزهات را بالا ببر. درک کن که چرا این کار را انجام میدهی. آنوقت کار تمام است.
**استفاده از انگیزههای غیرالهی**
در تمام موضوعاتی که باید انجام دهیم ولی انگیزه الهی کافی برای آنها نداریم، یعنی انگیزه الهی ما ضعیف است، میتوانیم از انگیزههای غیرالهی کمک بگیریم.
**داستان شهید رجایی**
بهعنوان مثال، شهید رجایی برای اینکه نمازش را در اول وقت بخواند، انگیزه الهی کافی نداشت. او با خودش عهد کرده بود که اگر نمازش را نخواند، حق ندارد غذا بخورد. او بر خودش تکلیف کرده بود؛ با عهد. «عاهد الله». صیغه عهد را میخواند که «خدایا، با تو عهد بستم که…».
شهید رجایی مجبور میشد به دلیل فشار گرسنگی (چون میخواست غذا بخورد و گرسنه بود و رمق نداشت)، ابتدا نماز بخواند. او قبل از اینکه یک لقمه غذا در دهانش بگذارد، باید نماز را میخواند. او از فشار گرسنگی غریزی استفاده میکرد تا به وظیفه الهی خود عمل کند.
این روش برای شروع کار خوب است. اگر در عمل یا در اراده انجام کار کم میآورید، از انگیزههای دیگر کمک بگیرید و خودتان را جریمه کنید. خدا انسان را اینگونه خلق کرده است که از شرک به اخلاص میرسد و توجه به این نکته بسیار مهم است.
**تشویق مادی برای کودکان**
شما فرزندتان را با انگیزه الهی تشویق نمیکنید، بلکه میگویید: «اگر این کار را بکنی، به تو پول میدهم، پفک میدهم یا… .» اینها انگیزههای مادی هستند. آیا عیبی دارد؟ خیر، عیبی ندارد.
مثال دیگر: اگر بهکسی بگویید که «اگر خودت را بشناسی و به مباحث خودشناسی گوش کنی، به ازای هر جلسه، مثلاً یک میلیون تومان به تو میدهم.» این شخص به انگیزه آن یک میلیون تومان میآید و به آن گوش میکند.
**داستان گوهرشاد و کارگر بنا**
این همان کاری است که گوهرشاد با آن جوان کارگر بنا انجام داد. آن کارگر بنا عاشق گوهرشاد شد. گوهرشاد برای بازدید از ساختمان در حال ساخت آمده بود و آن کارگر داشت کار میکرد. کارگر به خانه رفت و به مادرش گفت: «من عاشق شدم.» مادر گفت: «خب، به خواستگاری میرویم، مشکلی نیست.» کارگر پرسید: «عاشق چه کسی شدهای؟» گفت: «عاشق گوهرشاد، زن شاه.» مادر گفت: «اصلاً خفه شو بچه! شاه؟ این چه حرفی است؟» کارگر گفت: «میدانی چه شد؟» مادر دید که پسرش دارد از دست میرود. گفت: «باید به خواستگاری بروی.»
آنها به خواستگاری رفتند و به گوهرشاد گفتند که «این عاشق تو شده است.» گوهرشاد گفت: «عیبی ندارد، باشد. من حاضرم با او ازدواج کنم، ولی یک شرط دارد: چهل شب باید بیاید در حرم امام رضا (یا در مسجد گوهرشاد) و نماز شب بخواند.»
این کارگر به عشق وصال گوهرشاد (که انگیزهای مادی است) چهل شب به حرم امام رضا رفت. کارش ساخته شد. بعد از چهل شب، مادرش گفت: «برو.» پسر گفت: «نه.» گوهرشاد پیگیری کرد: «چه شد؟» پسر گفت: «برو به کار و زندگیات برس. من تمام کردم. گوهرشاد حقیقی را پیدا کردم.»
«المجاز قَنطَرَة الحقيقة.» این عشق مجازی، پلی است برای رسیدن به عشق حقیقی. از اینجا به آنجا میرسیم. شما هم از همین انگیزههای مادی استفاده کنید.
**حضرت موسی (ع) و آتش کوه طور**
حضرت موسی (ع) نیز از همین مسیر حرکت کرد. برای آوردن کمی آتش به کوه طور رفت. آنجا آتش را دید و خواست آن را بیاورد.
صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.
0 نظر ثبت شده