جلسه خودشناسی
2329

چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۵ - بخش سوم

خیال می‌کنیم اداره عالم که دست ائمه است یعنی یکی یکی همه چیز را اداره می‌کنند؛ اما انرژی کل عالم را تامین می‌کنند

 جلسه قبلی جلسه بعدی 
26:36 / 00:00
انتشار: 1405/3/24 به‌روزرسانی: 1405/5/11
وضعیت متن این جلسه:
متن اولیه
1
بازبینی شده
2
ویراستاری و چک نهایی
3
مرحله 1 از 3: این متن نسخه‌ی اولیه‌ی پیاده‌سازی صوت جلسه است و به‌تدریج بازبینی و تکمیل می‌شود.

گفتمان خودشناسی
فایل 2329
استاد حسین نوروزی
(۲۰ خرداد ۱۴۰۵)

## منبع انرژی عالم
کل عالم با انرژی اداره می‌شود؛ اما این انرژی را از کجا می‌گیرد؟ دوشاخه آن در کدام پریز است؟
اینکه فرمود «واسطه خلقت ما هستیم»، یعنی کل عالم این انرژی را که می‌گیرد و برقش را، از ما می‌گیرد. ما خیال می‌کنیم اداره عالم که در دست آنهاست، یعنی اینکه ذره‌ذره این کارکرد و عملکردِ همه ذرات را اینها دارند؛ نه، کل انرژی را که این مثل دوشاخه‌ای که بزنند توی برق، کل سیستم شروع می‌کند به کار کردن.

دیگر خودش کار می‌کند؛ ولی همه آن انرژی را از آن برق می‌گیرد و اگر آن را بکشی، همه‌اش خاموش می‌شود. درست است، با برق کار می‌کند. قلب هم که از کار می‌افتد، می‌خواهند احیا کنند، جریان برق می‌گذارند. «لَكَفُّلُ الْعَرْضَ و اَهْلها». ببین، حالا همین را وقتی ما می‌گوییم، شما متوجه می‌شوی دیگر، انرژیش مال خودت است دیگر.

دیگر از این به بعد وقتی خودت گرفتی، خودت دیگر این انرژی از درون خودت مرتب به شما داده می‌شود. یک وقت شما مطلب را نفهمیدی یا نگرفتی، من هم نگفتم. نمی‌گویم بعد از بیرون هی می‌خواهم شما را کنترل کنم. این کار را بکن، آن کار را نکن. خب آقا، یک کلمه من بهت می‌گویم، می‌گویم آقا هر کاری که از شما انرژی می‌گیرد، آن کار را نکن. تمام شد. دیگر خودت می‌فهمی. دیگر هی ذره‌ذره من نباید بیایم بگویم این کار را نکن، آن کار را نکن. من چرا را که بگویم که آقا اینها انرژی ازت می‌گیرد. یک کارهایی هم موقتاً بهت انرژی می‌دهد.

بعد جوری ازت انرژی می‌گیرد که دیگر قابل بازگشت نیست. اولش نگاه نکن که داری جان می‌گیری، انرژی می‌گیری، حال می‌کنی. برعکسش، یک کارهایی هست که ظاهراً ازت انرژی می‌گیرد؛ اما این حقیقتش دارد بهت انرژی می‌دهد، مثل نماز، روزه، مثل اعمال بر. یک کارهایی که انرژی دارد.

ظاهراً می‌گیرد؛ اما حقیقتاً دارد انرژی می‌دهد بهت؛ چون زندگی کردن در دنیا، خواه‌ناخواه یک میزانی به‌صورت عادی انرژی از آدم می‌گیرد. مثلاً چهارشنبه می‌شود، شهریار اینجا رفقا را می‌بینی. آن انرژی‌ای که رفته، از دست دادیم، چندین و چند برابرش برمی‌گردد. برمی‌گردد.

### دریافت و مصرف انرژی
هر کسی را می‌بینی، همین‌جوری است.
انرژی از فهم می‌آید. انرژی، بعد انرژی جسمی و روانی. حالا بازی می‌کنیم زیر درخت. حتی اگر انرژی هم نگیریم، کسی نیست که انرژی را بگیرد. نگاه، انرژی بین ما اگر باز بشود، خودمان می‌فهمیم که کجا دارد انرژی از ما می‌گیرد، کجا دارد به ما انرژی می‌دهد.
آدم خودش را گول نزند، می‌فهمد. تو بعضی مجالس که بروی، می‌بینی انرژیت گرفته. بعضی آدم‌ها را نگاه می‌کنی، می‌بینی انرژیت تخلیه شد. بعضی مساجد، بعضی مجالس، بعضی آخوندها، بعضی نمی‌دانم غیر آخوندها.
علت اینکه خانم‌ها بیشتر از آقایان عمر می‌کنند، یک‌جوری چون آن انرژی را بیشتر می‌گیرند. آفرین. به‌خاطر اینکه همش دائم انرژی، یعنی جذب انرژی دارند، مصرف می‌کنند. بعضی گروه خون را دیدید که می‌گویند این می‌تواند به همه بدهد، اما از کسی نمی‌تواند بگیرد. بعضی گروه‌های خونی هستش که نه، این از همه می‌تواند بگیرد، به هیچ‌کس نمی‌تواند بدهد.

خانم‌ها از یک جهت انرژی می‌گیرند، از یک جهت می‌دهند. بچه، مثلاً فرض بکنید وقتی که شلوارش را کثیف می‌کند، بعد عوض شود، مراقبت می‌خواهد، غذا می‌خواهد، خیلی دیگر سخت است دیگر، بچه گریه می‌کند، بعد بغلش کنی. نه، الان انرژی می‌گیرد؛ اما وقتی که مثلاً تماشا می‌کنی، می‌خندد، بوسش می‌کنی، لذتش را انرژی می‌گیری دیگر ازش.

### منبع انرژی و پیوند با آن
انسان عاقل باید از همه‌چیز انرژی بگیرد، نه اینکه انرژیش را از دست بدهد. به همه هم انرژی بدهد، از همه هم انرژی بگیرد. از به همه هم انرژی بدهد؛ چون منبع انرژی باید وصل باشد. آن انرژی که شما، این قرار است که این هم شما هم داری به این انرژی می‌دهی دیگر. ازش مراقبت می‌کنی. آن انرژی‌ای که او لازم دارد، شما بهش می‌دهی. کارهایی که به‌اصطلاح مباح است یا حلال است، اینها نوع کار این شکلی است که انرژی جسمی ما را می‌گیرد، بدن ما را می‌گیرد؛ ولی انرژی ذهنی به ما می‌دهد. ولی اگر برعکسش باشد، این می‌شود کار، در واقع جایی که ما باید این صرفش بکنیم که انرژی جسمی بگیریم؛ یعنی خلاف جهت عمل آخرت و خرج دنیا. ولی اگر دنیا خرج آخرت بشود، یعنی انرژی بدن ما برای اینکه انرژی بگیریم می‌شود درست. بهترین چیز را فکر می‌کنم خودتان گفتید. بله.
به‌جا و نابه جا.

خودمان می‌فهمیم کجا داریم.
ببین، یک وقت شما انرژیت را از خدا می‌گیری. یک وقت نه، الان در یک شرایطی نیستی که از خدا بگیری. احتیاج داری به اینکه از یک کسی بگیری. بله. الان می‌خواهی از یک کسی بگیری. خب، این خودت می‌فهمی از کی بگیری. کی الان بهت انرژی می‌دهد، کی نمی‌دهد.

یک کسی که در یک ابتلائی قرار گرفته، یک مصیبتی بهش وارد شده. این الان دنبال یک کسی می‌گردد که بهش انرژی بدهد. این انرژیش خالی شده.
آهان، می‌گویند بریم تسلیت بگوییم بهش. تسلیت بگوییم یعنی چی؟ یعنی بریم بهش انرژی بدهیم دیگر.
بعد از مراسم. آره. اینکه می‌آیند عیادتش، می‌آیند دیدنش، باهاش سلام و علیک، سر و سلامتی می‌دهند، اوج آن انرژی دادن هم در مجلس امام حسین، انرژی گرفتن اوجش آنجاست. داری انرژی می‌گیری. در آن سروده می‌گوید: «غم شیرین، ای غم شیرین، با آدم و حوا هم‌غمم.» هم شیرین است. چرا غم است؟ به‌خاطر اینکه خب مصیبت است دیگر. چرا شیرین است؟ به‌خاطر اینکه انرژی می‌دهد، حرارت غم است؛ ولی بهشت، بهشتی می‌شوی. گریه می‌کنی؛ ولی بهشتی می‌شوی. چنان انرژی می‌گیری ازش، یعنی انگیزه، انگیزه الهی می‌شود در زندگی.

انگیزه‌ات می‌شود الهی. انگیزه الهی یعنی محرک انرژی وصل شد به منبع همه انرژی‌های عالم. «فَبِكي عَلَى الْحُسینِ يَا بْنَ شَبیب»، انرژی را از آنجا بگیر.
«فُرّوا اِلَی الْحسین»، پناه ببر به امام حسین. بعضی‌ها انرژی‌شان را از دنیا می‌گیرند. خب، حالا الان این‌جوری است دیگر.

## بمب اتم واقعی

یک پیرمردی آمد، دیشب بود، در این تجمع. آره، نشسته بودیم. آمد گفت: «شما دستتان می‌رسد به این مسئولین؟» یک وقت خیال می‌کرد مثلاً ما.
پیرمرد خوبی هم بود، خیلی.
گفت: «بهشان بگویید که ببینید. این تجمعات، گفت خوب است. این پرچم، این‌جوری کنیم و اینها خوب است؛ اما کار بمب اتم را نمی‌کند. بمب اتم، بگو بمب اتم درست کنند که اینها اعلام کنند، بنویسند، تثبیت بشود که دیگر اینها به ما کاری نداشته باشند. گفتم، گفت: «بگو اینها بمب اتم بسازند.» گفتم: «داریم.» گفت: «گفتم آره.» تا خاطرش گفت: «شما گفتی دیگر، خیالم راحت شد.»
گفتم: «بمب اتم چیست؟ بالاتر از بمب اتم داری؟ قوی‌تر از بمب اتم داری؟» گفت: «نه، بمب اتم، بمب اتم.» گفتم: «بمب اتم در مقابل آنی که من می‌گویم هیچی نیست. خیلی قوی‌ترش را داریم.» گفت: «جدی می‌گویید؟» گفتم: «آره.» یک نفس عمیق. خدایا! چنان امیدوار شد، چنان امیدوار دلش خوش شد و خاطرش جمع شد و پا شد و همین‌جور دستش به آسمان بود و انرژی گرفت و رفت. انرژی. اصلاً انرژی گرفت و رفت. رفت به‌نظرم یک زن بگیرد. تلوتلو می‌خورد. اولش آن می‌آمد. بعد که می‌رفت، دیدم آره. گفت: «نه، خلاصه جایش آمد نشست؛ اما رفتن رفتنش شنگول. اولش یک‌خورده ناامید بود، خسته بود، حالش گرفته بود.» چرا باید انرژی ندهیم؟ حالا من الان به این می‌گفتم که که آره، مثلاً چی؟ شروع می‌کردم نق زدن. منم گله می‌کردم، آره، اینها فلانند، اینها بیسارند، اینها علن. اینها همین را شروع می‌کردم. این اصلاً می‌گفت: «وای وای، چم بود؟ همین‌جا می‌مرد.» بعد من می‌بردم دفنش می‌کردم. غیبت موقتاً انرژی می‌دهد به آدم؛ اما در دراز مدت، انرژی را سلب می‌کند.

### تخلیه انرژی دیگران: ظلم پنهان
فعالیت‌های هورمونی لذت محسوب نمی‌شود. ناخشنودی حاکم می‌شود که در واقع غریزی، آن غریزه، یک هورمون‌هایی ترشح می‌شود که آن حالت را سیستم دفاعی بدن اصلاً مثل دوپامین و سروتونین، و نمی‌دانم حالا اسامی اینها که شناخته شده است، و چه، اینها مال جسم است دیگر.

از انگیزه الهی و هدف الهی به اینها هم اثر می‌گذارد. روی اینها هم اثر می‌گذارد. روی مغز اثر می‌گذارد. روی ترشحات مغزی اثر می‌گذارد.
اینکه الان مغز چه ترشح کند، این از آنجا دارد فرمانش صادر می‌شود. این خانم‌هایی که حجابشان را رعایت نمی‌کنند، یعنی بی‌بندوبارند، انرژی آقایان را تخلیه می‌کنند. اینها انرژی‌خوارند.
جوان‌ها نگاه می‌کنند، انرژیشان تخلیه می‌شود. له می‌شوند، له.
اثر تکوینش نیست که دارد ظلم می‌کند دیگر. دارد ظلم می‌کند به این جوان‌ها.
انرژی اینها را دارد همین‌جور تخلیه می‌کند. او می‌گوید: «من آخه کاری نمی‌کنم. من برای خودم دارم راه می‌روم. دارم زندگی خودم را می‌کنم. راه خودم را می‌روم.» اما توجه نمی‌کند که حضورش، بودنش، دیدنش، دارد انرژی اینها را خالی می‌کند. واقعاً هم توجه ندارد؛ چون مثلاً همین‌جا می‌بینی اکثرشان، مثلاً یک گربه می‌بینند، می‌گویند این دلش می‌خواهد از، آره. کالباس دستش می‌رود، نمی‌داند، نمی‌داند که دارد چه اتفاقی می‌افتد.
اکثرشان چیز نمی‌دانند. اکثرشان بی‌خردند، آره. نمی‌دانند که دارد چه اتفاقی می‌افتد. کلاً ظلم کردن پاپیچ آدم می‌شود. هر کس هر کجا به هر قدری که انرژی دیگران را تخلیه کند، دارد ظلم می‌کند و این یک روزی پاپیچش می‌شود. خدا رحمت کند به مجتهدی می‌گفت: «عمل این دی پاپیچیده، عمل این دی پاپیچیده.» به هیچ‌کس نباید ظلم کرد. به هیچ شکل، به هیچ مدل. هر کجا هر کس به هر شکل ظلم کرده باشد، بعد پاپیچش می‌شود. یک جای دیگر باید تاوانش را پس بدهد. زندگی‌ها را ببین، چقدر از هم پاشیده است.

طلاق‌ها چقدر زیاد شده. به خاطر همین ظلم‌هاست دیگر.
می‌گوید: «من می‌خواهم راحت باشم، آزاد باشم.» بله شما آزاد باش؛ اما انرژی دیگران را چرا می‌گیری؟ چرا ظلم می‌کنی؟ می‌گوید: «من کاری نکردم.» متوجه نمی‌شود که دارد چه اتفاقی می‌افتد.
چه انرژی‌هایی دارد از دست می‌رود و معلوم هم نیست. کسی هم نمی‌فهمد. اینهایی که می‌نشینند، همش غر می‌زنند، نق می‌زنند. می‌گوید: «من کاری نکردم، چیزی نگفتم. من نشستم یک‌خورده با همدیگر درد و دل کردیم.» همش هم راست بود. درد و دل کردیم. چیزی نگفتم بابا این حرف‌هایی که شما زدی. خانم‌ها با هم تماس تلفنی می‌گیرند. همین زنگ می‌زند و شروع می‌کنند.
هرچه اتفاقات ناگوار، هرچه زشتی است، هرچه بدی است، شروع می‌کنند گفتن. دیگر طرف گوشی را می‌گذارد زمین، انرژیش تخلیه شده. شوهرش که از راه می‌آید، دیگر هیچی انرژی ندارد. شوهر نگاه می‌کند، می‌بیند این غذایش را آورده، خورده. میوه برایش خریده، خورده. بهترین امکانات در اختیارش بوده؛ ولی چرا این انرژی ندارد؟ همش ناراحت است، همش عصبی است. درحالی‌که این تلفن زده، با نمی‌دانم، خواهرش، مادرش، نمی‌دانم، فامیلش. آنها تخلیه‌اش کردند، انرژیش را خالی کردند. این را می‌گوییم ظلم. دارد ظلم می‌کند به این. نمی‌فهمد. یک سری هم هستند که به اسم مثلاً زندگی مذهبی، اینها حالا سطح بالای رفاهشان را نمایش می‌گذارند در این شبکه‌های اجتماعی.
مسافرت می‌رود، هتل می‌رود، با وسیله فلان. این را می‌گذارد. خانم‌ها هم معمولاً اینها را حالا در شبکه‌های مختلف می‌بینند. همین که این را می‌بینند، خودش کلی انرژیشان را می‌گیرد. این جا چون همه‌اش را دلشان می‌خواهد. هوس اینها تحریک می‌شود. دلش می‌خواهد. انرژیش تخلیه می‌شود.
این نباید پاپیچش بشود. می‌شود. به خاطر دنیا و اینها پز می‌دهی به دیگران. تو چشم دیگران می‌آوری، انرژی اینها را تخلیه می‌کنی. خدا انرژی تو را تخلیه می‌کند.

یک‌جوری تخلیه می‌کند که دیگر خدا، خدا می‌فرماید در قرآن: «كه راه هیچ نصرتی دیگر نداری.» یعنی کسی نمی‌تواند کمکت کند. «بِدونِ نَاصِرٍ و نُصرَتٍ مَیمونِ مبتلا به خِذلان می‌شوی.» دیگر هیچ‌کس نمی‌تواند به دادت برسد. یک عذابی که این‌جوری است، هیچ‌کس نمی‌تواند به دادت برسد. حالا ببینیم چقدر آدم‌ها انرژی‌های دیگران را همین‌جور هی تخلیه می‌کنند. یعنی دائم در حال ظلم کردن.

## نیت در پشت عمل

پدربزرگم می‌گفت: قدیم‌ها خانه را یک‌جوری می‌ساختند که پنجره آشپزخانه به بیرون نباشد؛ چون همه هم‌کف بودند که این بوی غذا یک وقت یکی رد نشود، دلش بخواهد. من خاطرم هستش یک‌بار از مسجد داشتیم برمی‌گشتیم، شما از نانوایی سنگ یک دانه نان سنگک گرفتید، کنجدی بودش. «استاد مجاهدی» دیدید. من دورو دورو یک دست مخصوص. گفتم: «برید، من براتون می‌برم تا دم منزلتون.»
شما گفتید: «نه.» گرفتید زیر عبا که توی همین مسیر، کسی همین یک دانه نان را حتی چشمش بهش نخورد.
چرا آدم باید لذت ببرد از اینکه دل دیگران بسوزد؟ دل دیگران، دیگر دلشان کباب بشود، دلشان آب بشود؟ چرا آدم باید خوشحال بشود؟ این چه تفریحی دارد؟ چه لذتی دارد؟ یک وقت یک کاری می‌کند تو چشم بیاید، آره. همش یک وقت نه، دارد زندگیش را می‌کند. حالا یک کسی هم دیگر این، این خب نگاه نکند.
این دیگر تقصیر ندارد. یک وقت نیت پشتش است؛ و لذا همان‌جوری که در مورد خانم‌ها داریم که تبرج نکنند، این در مورد ماشین هم هست. تبرج نکند. ماشینش را یک‌جوری تزئین نکند که چنان تو چشم بیاید که دل همه آب شود که.
ماشین گران‌قیمت تو چشم می‌آید. آقای نه، گران‌قیمت را، آنهایی که دنبال ماشین هستند، آنها می‌فهمند و دنبال می‌کنند. آنها خودشان کرم چیز، یعنی از خود درخت است. می‌گویند: «کرم از خود درخت است.» او خب نرود. او خودش رفته، خب این چیز را من نگاه می‌کنم، فرقی نمی‌بینم بین ماشین‌ها. این و آن و آن و آن. همش یک‌جور است. فقط بعضی‌هایش می‌بینم شاسی بلند است، آن را تشخیص می‌دهم.
بعضی‌هایش شاسی بلند نیست.
خب هر چقدر هم این هر باشد، قیمتش هم باشد، من اصلاً متوجه نمی‌شوم این قیمتش چند. آنی که رفته پیگیری کرده، دنبال این چیزها بوده، آن خودش دلش می‌خواهد که انداخته تو مسیر این که آن حقش است انرژیش ضایع بشود. مثلاً می‌خواست بیاید تو بازار با این دویست و شش می‌آمد. آها.
آن که مثلاً حالا محل کارش بالا بود، شب می‌خواست برود محل کارش، دفترشون با آن. آره آره دقیقاً. نمی‌خواهد، نمی‌خواهد تبرج کند.
**حضار:** در انتخابات شأن آدم‌ها با هم فرق می‌کند.
**گوینده:** که انسان‌ها انرژی دارند. نگاهشان، توجهشان انرژی دارند. برای همین ساختمان‌ها و چیزهایی که استفاده از اینها، یک کاری می‌کنند که چشم‌بین باشد که انرژی‌ها را بگیرند. اینها انرژی، انرژی‌های شیطانی دیگر.
کاذب است. کاذب است و عواقب دارد. عواقب دارد. استفاده می‌کنند، انرژی را می‌گیرند؛ ولی عواقب دارد، در دراز مدت، میان مدت. عواقبش را فقط ظلم این نیست که شما مثلاً بزنید تو گوش یک کسی.

### ظلم انرژی‌خواهی و نقش ایران
اینکه شما انرژی را تخلیه کنید خیلی بدتر از این است که بزنیدش، کتکش بزنید. یک‌جور زدن؛ ولی زدن بالاتر است. خیلی بدتر است.
**حضار:** موزیک. این‌جوری است که دعوا می‌کنند با طرف؟ آره، با حرف می‌زنند. با حرف می‌زنند. بالاتر از کتک بدتر است؟ آره آره، از کتک بدتر است.
**گوینده:** یک فحش می‌دهد، تمام. یک بازی که دارم راه. همین است دیگر. انرژی‌خواری شدید با همین روان انسان‌ها بازی می‌کند. در جهان با حرف‌هایی که اصلاً با روان ما بازی نکرده. هیچ اتفاقاً امروز گفتیم که امروز گفتیم ایرانی‌ها دارند ما را احمق جلوه می‌دهند. فهمیده. نمی‌تواند. فهمیده که نمی‌تواند. خیلی‌ها هم هنوز در دنیا می‌ترسند از اینکه آمریکا دارد افول می‌کند و هیبتش شکسته شده. می‌ترسند که خب ایران اگر بیاید بالا و قدرت بگیرد؛ چون آمریکا را می‌گویند خب این را که می‌دانیم، شناختیمش، کارهایش را می‌دانیم چیست. اینها ناشناخته است. نمی‌دانیم اینها کی هستند، اینها چه‌کار می‌خواهند بکنند. مسحوب شد یک یک مقدار باید زمان بگذرد تا دنیا بفهمد که ایران؛ چون ایران‌هراسی خیلی شده تا الان. باید خرده‌خرده دنیا متوجه بشود که ایران هراس ندارد. نترسند از ما. نترسند از ما. دیگر کار تمام است. ما از اینکه یک کاری کنیم که دنیا از ما بترسد و مردم دنیا از ما بترسند، باید اجتناب کنیم.
ولو حق با ما باشد ها. باید آنجا کوتاه بیاییم که ایران‌هراسی را که شده در دنیا، این ایران‌هراسی را جلویش را بگیریم. نگاه‌ها را عوض کنیم. ما الان در داخل خیلی‌خیلی کار داریم. داخل کشور ایران‌هراسی هست. نه، ایران‌هراسی نیست.
آخوند‌هراسی جمهور اسلامی هراسی خیلی کار شده. ایران اینترنشنال خیلی کار کرده.
به ما هول دادیم مردم را به سمت اینترنشنال.

0
3
  جلسه قبلی جلسه بعدی  

0 نظر ثبت شده