جلسه خودشناسی

آیات آفاقی و انفسی | همه‌چیز آیه‌ی خداست اما خدا نیست!

2387

چهارشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۵-بخش سوم

آیا همه چیز در جهان نشانه خداست؟ آیات آفاقی و انفسی چه چیزی را به ما نشان می‌دهند و چرا گاهی آیه‌ها به‌جای آیه، تبدیل به حجاب می‌شوند؟

 جلسه قبلی جلسه بعدی 
خلاصه:

. اگر همه ما «اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا إِلَیهِ راجِعُونَ» هستیم، پس چرا به دنیا آمده‌ایم و باید این همه مسئله و امتحان را پشت سر بگذاریم؟
. آیات آفاقی و انفسی دقیقاً چه چیزی را به ما نشان می‌دهند؛ آیا با دیدن این نشانه‌ها می‌توان خدا را شناخت؟
. چرا چیزی که قرار است ما را به یاد خدا بیندازد، گاهی خودش تبدیل به حجاب می‌شود؟
. وقتی به جهان بیرون یا به درون خودمان نگاه می‌کنیم، چگونه از دیدن «آیه» عبور کنیم و به حقیقتی که آیه به آن اشاره می‌کند برسیم؟

10:23 / 00:00
انتشار: 1405/5/26
وضعیت متن این جلسه:
متن اولیه
1
بازبینی شده
2
ویراستاری و چک نهایی
3
مرحله 1 از 3: این متن نسخه‌ی اولیه‌ی پیاده‌سازی صوت جلسه است و به‌تدریج بازبینی و تکمیل می‌شود.

گفتمان خودشناسی
فایل 2387
استاد حسین نوروزی
(چهارشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۵-بخش سوم)

جایگاه انسان در دنیا و نشانه‌های الهی

– فرمایش شما این است که الان ما در این دنیا هر کاری بکنیم یا نکنیم، فرقی نمی‌کند، چون ما «اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا إِلَیهِ راجِعُونَ» هستیم. تهش در بهشت بودیم و به بهشت بازمی‌گردیم!
+ اما شما جهنم می‌بینید. جهنم هم مربوط به شماست.
– بله، در این دنیا…
+ اما آن‌هایی که سوء انتخاب دارند، از بهشت بدشان می‌آید و برایشان جهنم می‌شود.
– خب، آن هم دوباره انتخاب اولیه است، حتی اگر در این دنیا آمده باشد.
+ در این دنیا نیز، انتخاب اولیه انسان بروز پیدا می‌کند.
– اگر در این دنیا هیچ کاری نکند و بمیرد، انتخاب او در برزخ بروز می‌کند. بالاخره آشکار می‌شود. خوابش آشکار می‌شود. عرض بنده این است که پس ما برای چه در این دنیا خلق شدیم؟ برای همین که خداوند ما را می‌خواسته است…
+ آن رو بوده و بعداً هم که بیاید، همانند قبل می‌شود. «اِلَیهِ راجِعُونَ» نیست، هنوز «اِنّا لِلّهِ» است. تا در دنیا نیاید و این مراحل را طی نکند، «اِلَیهِ راجِعُونَ» معنا پیدا نمی‌کند.
– «اِلَیهِ راجِعُونَ» یعنی چه؟ وقتی که تهش در همان نقطه است. ما آمدیم…
+ یعنی این امتحان‌ها را پس دهیم و این مسائل را حل کنیم.
– چه سودی برای من دارد؟
+ این‌گونه نیست که شما خیال کنید اگر صورت مسئله را پاک کنید، تمام می‌شود. خب، ما «اِنّا لِلّهِ» بودیم و «اِنّا اِلَیهِ راجِعُونَ» هم می‌شویم. پس ما برای چه این مسائل را در دنیا حل کنیم؟ برای چه امتحان شویم؟ نه، این‌گونه نیست. تا این امتحان‌ها را ندهید و مسائل را حل نکنید، این‌ها مسائل شماست. شما همچون موجودی هستید که چنین مسائلی دارید که اگر حلش نکنید، این‌ها می‌مانند؛ یعنی جهنم دارید. این مشکلات، این مسائل، این‌ها جهنم است. این جهنم برایتان می‌ماند، حل نمی‌شود و بهشتی نمی‌شود.
ما به دنیا آمدیم، بله، سخت‌تر حل می‌شود. بله.
– تفاوت اهل بهشت را یک بار دیگر می‌فهمید از کجا حاصل می‌شود، یعنی اگر همه فطرت الهی و همه…
+ درجات خاص!
– پس، این‌گونه برای عوام‌الناس سخت نمی‌شود؟
+ الان به عوام‌الناس چه کار دارید؟
– عموم مردم دیگر!
+ به عموم مردم چه کار دارید؟ خب، عموم مردم، عموم مردم نباشند دیگر! خب، بیایند جزو خواص.
خب، وقتی حضرت می‌فرماید: «من کج رفتم، شما…»
بله، خب، می‌گوید: اگر تشخیص دادی، دیگر تشخیص ندادی هم که خب برو تذکر بده دیگر. تذکر بده. تذکر که دادی، بهت حالی می‌کند و توجه می‌دهد. بله!
نه با آیات آفاقی و نه آیات انفسی و هیچ کدامش نمی‌شود شناخت. خودت می‌گوید آیات. آیه که نمی‌تواند خدا باشد. این‌ها اشاره می‌کند به آن ذات. هم آیات آفاقی و هم آیات انفسی اشاره می‌کند به آن حقیقت. آن حقیقت را درک کردی، یافتی، پیدا کردی، شناختی، پیدا نکردی. با شناختن این آیات شما خدا را نمی‌شناسید، نمی‌شود خدا را شناخت.
نه، آن آیه اصلاً در مقام این بحث‌ها نیست، می‌خواهد بگوید آیات آفاقی و آیات انفسی. کدام آسمان و زمین؟ درون ما آسمان و زمین دارد دیگر. هم ظاهر دارد هم باطن دارد دیگر. ظاهرش را گفتی، باطنش را هم بگو دیگر. بعد زمینی داریم، بعد خاکی داریم، بعد معنوی داریم. این ابعادی که در ما وجود دارد، این‌ها آسمان است دیگر. هم رو. بله. «أتزعَمُ أنّک جُرمٌ صَغیرٌ و فیک انطَوی العالَمُ الأکبَرُ» دیگر. عالم اکبری در درون تو نهفته است. اصلاً به آنجا که می‌رسد، دیگر اینجا بیرون و درونی معنا ندارد که همه‌اش یکی است. آیات آفاقی هم به انفس بازمی‌گردد.

آیات انفسی و نشانه‌های الهی

حالا ببینیم منظور از آیات انفسی چیست؟
من هم اتفاقاً سوالم را همین پرسیدم. «عبارت اخری» این است که آیات انفسی حتی الهامات «سَنُرِیهِمْ آیَاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَ فِی أَنفُسِهِمْ». یعنی این آیات در آفاق، این همه چیز برایش آیه خداست.
حالا باید تدبر کنیم در آیه ببینیم. «کلّ علی کلّ شیء شهید». همین بحث امشب آن است. یعنی شما یک شاهدی مثل خدا داری. «علی کلّ شیء شهید» مرتب بهت شهادت می‌دهد، بهت می‌گوید، می‌گوید: «من دارم شهادت می‌دهم که این…».

آخه بعضی‌ها فکر می‌کنند آیات انفسی یعنی مثلاً خودت، حقیقت جان خودت. نه، آن نیست. آن خداست. این‌ها آیاتش است. همان‌طور که «أَفَلَا یَنظُرُونَ إِلَی الْإِبِلِ» یک چیزی هم در درون انسان ما هست، مثلاً بعد برزخ ما. این می‌شود آیات انفسی. «أَفَلَا یَنظُرُونَ إِلَی…» برزخ، روانت…
فضیلت‌ها هم هست، فداکاری…
خوابی که می‌بینی. یک وقت می‌روی بیرون، از آسمان، از کهکشان، از این‌ها. یک وقت از این‌ها پی می‌بویی، می‌گویی: «آها، این‌ها را ببین.» یک وقت شتر را می‌بینی، یک وقت خودت را می‌بینی. کمتر از شتر که نیستی که. یک وقت بعد شتری خودت را می‌بینی، یک وقت بعد ماوراء شتری خودت را می‌بینی. هنوز به خدا نرسیده‌ای ها. کار دارد تا به خدا برسی. ابعاد وجودی که در ما وجود دارد، این‌ها هم آیات انفسی می‌شود. ولی آیه است هنوز. آیه است هنوز. خدا نیست.
– یعنی آیه بودنشو ما تعیین می‌کنیم. هر چیزی که ما را یاد خدا بیندازد، چه قرآن باشد.
+ ما تعیین نمی‌کنیم، هست. چون همه چیز هست. همه چیز آیه است. آفاقی، انفسی.
– حاج آقا، آیه برای کسی معنی دارد که جستجوگر باشد. برای کسی که جستجوگر نباشد، اصلاً نشانه چه معنی دارد؟
+ حجاب است. حجاب می‌شود. آیه اگر جایگاه آیه بودنش را از دست بدهد، می‌شود حجاب. یک وقت شما در آینه نگاه می‌کنی، می‌شود آینه. یک وقت به آینه نگاه می‌کنی؟ دیگر آینه نیست. خودت را نمی‌بینی.

0
2
  جلسه قبلی جلسه بعدی  

0 نظر ثبت شده