«قُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا لَبِثُوا لَهُ غَیْبُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ أَبْصِرْ بِهِ وَأَسْمِعْ مَا لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِیٍّ وَلا یُشْرِکُ فِی حُکْمِهِ أَحَدًا»
بگو خدا به آنچه درنگ کردند داناتر است؛ غیب و نهان آسمانها و زمین به او اختصاص دارد وه چه بینا و شنواست. براى آنان یاورى جز او نیست و هیچ کس را در فرمانروایى خود شریک نمىگیرد
جملات کلیدی:
حقیقت عالم، حق است
غیر حق، چیزی نیست!
ما با چشم ظاهر بین خود فکر میکنیم غیر خدا چیزی هست و برای آنها حسابی باز میکنیم
چشم حقیقت بین خود را باز کن، با چشم فهم که چشم واقعی است ببین.
نور واقعی، نور فهم است
میدانیم و میفهمیم که این ظاهر عالم حقیقت نیست
اما عادت داریم به این که ظاهر را ببینیم و غیب آسمان و زمین را ببینیم، بنابراین میترسیم و نگران میشویم. خیال میکنیم این عالم منهای خدا، چیزی است و خبری است.
همه دنبال این هستیم که با این علوم ظاهری و مادی تغییراتی در عالم ایجاد کنیم
در حالی که این عالم ماده چیزی از خودش ندارد. هر چه دارد از عالم غیب و خداست.
. خدایا دنیا را آن نهایت درجه علم ما قرار نده که کل عمر خود را صرف آن کنیم.
. دنیا از جای دیگری اداره میشود
از کجا بفهمیم که نگاه و عقیدهی ما اصلاح شده یا نه؟
از کجا بفهمیم که ما خودمان را شریک خدا میدانیم یا عبد او؟
از کجا بفهمیم خالص شدهایم یا نه؟
خدا هیچ نیازی به اعمال ما و کمک ما ندارد
کارهایت را برای چه کسی انجام میدهی؟
انگیزهی اعمالی که انجام میدهی باید این باشد که چون درست است انجام میدهم.
هر جا در انجام هر کاری، حرص و زور میزنی، فشار میآوری، عجله میکنی، اصرار داری،
اگر نتیجه برایت مهم است؛ آن چیزی که میخواهی، اگر نشود، به هم میریزی و اگر بشود، ذوق میکنی، خودت را شریک خدا قرار دادی،
به مقام رضا نرسیدی؛ خدا را همه کارهی عالم نمیدانی.
. بهشت و جهنم جایی نیست، در خودت است.
. ما رمیت اذ رمیت
. چرا امام خمینی فرمود: خرمشهر را خدا آزاد کرد؟
. تغییر حکومتها دست خداست. دست هیچ کس دیگر نیست
اگر همهی دنیا جمع شوند یک نظام و حکومتی را حفظ کنند، اگر خدا نخواهد، نمیشود.
و اگر همهی دنیا جمع شوند یک نظامی رو تغییر دهند، اگر خدا نخواهد نمیشود.
کار از جای دیگری دارد اداره میشود. ربطی هم به خوب و بد ندارد.
کل دنیا دارد از جای دیگری اداره میشود.
اینقدر این نظامهای مادی دنیا را بزرگ و گنده نبینید. هیچی نیستند.
غیر خدا هیچ کس، نقشی در این عالم ندارد.
همهاش توهمات ماست که فکر میکنیم کسی نقشی دارد.
روزی، عمر، سلامتی، و همه چیز دست خداست
در همه چیز شرک داریم.
فکر میکنیم ما کاره ای هستیم
گاهی نسبت به فرزندان خود اینگونه هستیم و فکر میکنیم خالق آنها هستیم
کسی که میمیرد، میگوییم چرا مرد؟ در حالی که باید بپرسیم تا حالا چطوری زنده بود؟ با این همه عواملی که در عالم هست برای مردن…
معجزه غیر از این است؟
0 نظر ثبت شده