گفتمان خودشناسی
فایل 2343
استاد حسین نوروزی
شب دهم محرم – بخش دوم – بعد روضه (۳ تیر ۱۴۰۵)
یادآوری نتیجهی روضهها
آخر روضهها و گریهها به خودتان یادآوری کنید دنیا به حدی بیوفاست که به بهترینِ خلق خدا وفا نکرد
نتیجه این روضهها این است که دنیا تا این حد بیوفاست. این نتیجه را آخر روضهها همیشه به خودتان یادآوری کنید. آخر روضهها، آخر گریهها به خودتان یادآوری کنید که دنیا تا این حد بیوفاست و ارزش دل بستن ندارد.
گول نخورید به بهترین خلق خدا وفا نکرد. هرچه خالصتر، دنیا بیوفاتر. در روایت آمده است: «الأمْثَلُ فالأمثلُ»؛ یعنی هرچه اخلاص بیشتر، هرچه ایمان کاملتر، دنیا بیوفاتر.
در روایت دارد: «اگر دنیا ارزش داشت، یک جرعه آب به کافر نمیدادم.» بهاندازه یک جرعه آب هم ارزش ندارد. یا یک بال مگس، حضرت فرمود: «بهاندازه آب بینی بز ارزش ندارد.» تمام شد. بهمحض اینکه گفتی، فهمیدی، پیدا کردی، یافتی که دنیا ارزش ندارد، دیگر برایت فرقی نمیکند چگونه میگذرد. نه اینکه ما چگونه آن را میگذرانیم؛ دنیا که دست ما نیست. چگونه میگذرد، چه فرقی میکند؟ خوب میگذرد بد میگذرد، راحت است، سخت است. خودت میگویی میگذرد. چیزی که میگذرد که راجع به آن فکر نباید کرد.
اینطوری میشود که؛ مجلس امام حسین(ع) میشود بهشت. چرا؟ چون دیگر غصه دنیا را نمیخوری. میفهمی دنیا ارزش ندارد. حیف من نیست که غصه هیچی را بخورم؟ اگر دیدی بعد از روضه امام حسین (ع) بهشتی شدی، دیگر بیخیال همه چیز شدی، آن روضه قابلقبول است. روضه قبول شد.
دنیا چه میشود؟ خدا هست، خدا دارد. ما باید درست در دنیا بازی کنیم و از دنیا بازی نخوریم. به خودت باش، غصه هیچچیز را نخور.
غصهها برای حسابوکتاب باز کردن برای دنیاست. روضه برای شستن این حسابهاست. همه حسابها را بشوی و پاک کن. اگر بعد از روضه دیدی نشاط پیدا کردی، امیدت بیشتر شد، انرژیات بالا رفت، آن روضه قبول است.
ما که به خاطر دلمان برای امام حسین (ع) گریه نمیکنیم که. امام حسین (ع) برای دلش که نرفت کشته شود که ما برای دلمان برایش گریه کنیم. برای دلت گریه کنی، افسرده میشوی. اما اگر برای خدا گریه کنی…
گریه میکنیم؛ یعنی میفهمیم که دنیا ارزش ندارد، آن را میشوییم و میبرد. همه را میشوید. اینقدر باید گریه کنیم تا همهاش پاک شود. همهاش شسته شود. هیچچیز آن نماند. کامل واگذار کنیم به خدا.
دیگر شلوغ نمیکنیم، شیطنت نمیکنیم، آرام مینشینیم و تماشا میکنیم. «وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ» همدیگر را سفارش به حق و صبر میکنیم. مینشینیم تماشا میکنیم. وقتش که برسد، هر کاری باید بکنی، میکنی. زور نیاور، زور دادنی نیست، زور زدنی نیست، باید وقتش برسد. وقتش برسد هم میمیریم. وقتش هم نرسیده باشد زندگی میکنیم.
هیچ جا تحمیل نکن. هیچ وقت. نه به خودت و نه به دیگران. خدا هست. وقتش که برسد، خودش به تو میگوید: «الان این کار را بکن.» شما هم بکن. این را بگو، اینجا برو، آن کار را بکن. کاری هم که خدا میگوید بکن، انجام میدهی، دیگر پشیمانی ندارد. آنجایی که خودت زور میآوری که من یک کاری کنم، بعد…
کسی که کارهای خوبش هم، بد از کار درمیآید؛ «إِلَهِي مَنْ كَانَتْ مَحَاسِنُهُ مَسَاوِيَ»، کارهای بدش چگونه میشود که بد از کار درنیاید. «فَكَيْفَ لا تَكُونُ مَسَاوِيهِ مَسَاوِيَ». زور نزن، فشار نیاور، خودت را بسپار به خدا. خودت را بسپار به خدا؛ یعنی زور نزن، سخت نگیر، کاری که باید بشود، میشود؛ کاری هم که نباید بشود، نمیشود.
محمد بن حنفیه به امام حسین (ع) گفت: «نرو! این راهی که میروی اینگونه میشود، آنگونه میشود.» امام حسین (ع) فرمود: «کاری که باید بشود، میشود. من نمیروم که، کاری که باید بشود، دارد میشود. حالا بگو نرو، بگو برو. کاری که باید بشود، میشود. من هم خود را به خدا سپردم. خودش میداند قرار است چه بشود و دارد میشود.» حضرت زینب (س) کمی نگران بود. حضرت (امام حسین (ع)) فرمود: «نگران نباش! نمیدانی دارد چه میشود.» الان بعد از ۱۴۰۰ سال ما میفهمیم چه شده است. آن موقع حضرت خبر داد: «راحت باش! هیچطوری نمیشود.»
ما نمیدانیم که جنّ و انس دستبهدست هم داده بودند تا این مملکت را بفرستند رو هوا. این ماه محرم را، این عزاداری را میخواستند از ما بگیرند. جنّ و انس دستبهدست هم داده بودند. تمام لشکریان جنّ و انس شیطانی دستبهدست هم داده بودند تا این محرم و عزاداری را از ما بگیرند. و خدا به برکت این عزاداریها و این اشکها و این گریهها به داد ما رسیده است. همین محرم، ما را حفظ کرده است. والّا ما که زورمان به آن لشکریان جنّ و انس نمیرسید. نمیدانیم چه خبر بوده است، حالا بعداً معلوم میشود که چه خبر بود پشت کار.
0 نظر ثبت شده