گفتمان خودشناسی
فایل 2350
استاد حسین نوروزی
(۱۴۰۵)
## اعتمادبهنفس و اختیار در انتخاب
برويد تحقیق کنید. همین الان در اینترنت جستجو کنید؛ من تابهحال نگشته بودم ولی الان به ذهنم رسید، جستجو کنید و ببینید چه کسانی میگویند که «ترجیح بلامرجح» محال است؛ یعنی شما میخواهید انتخاب کنید، ترجیح دهید و تصمیم بگیرید، اما نمیدانید کدام را. نمیدانید صندلی جلو بنشینید یا صندلی عقب.
### ترجیح بلامرجح
هیچ ترجیحی وجود ندارد؛ نه صندلی جلو نشستن بر صندلی عقب نشستن ترجیح دارد و نه برعکس. به این حالت «ترجیح بلامرجح» میگویند. برخی میگویند محال است انتخاب کنید. باید در خیابان بایستید و سوار ماشین نشوید. در این صورت ماشین هم گازش را میگیرد و میرود، زیرا شما نمیتوانید ترجیح دهید.
آیا میتوانید یک عاقل پیدا کنید که این کار را انجام دهد؟ میگوید: «نمیدانم اینجا بنشینم یا آنجا بنشینم.» همینطور میایستد. میپرسید: «چرا نمینشینی؟» میگوید: «خیلی هم خستهام، از رمق افتادهام، اصلاً دارم میافتم؛ ولی نمیدانم کجا بیفتم. اینجا بیفتم، یک خوبیهایی دارد و یک بدیهایی دارد، آن ور بیفتم هم یک خوبیهایی دارد و یک بدیهایی دارد.» همینطور وایساده است. غذایی تعارف میکنند، میگوید: «نمیدانم این را بخورم یا آن را. این لیوان را بردارم یا آن لیوان را.» درحالیکه هر دو لیوان عین هم هستند و هیچ تفاوتی ندارند.
### قدرت انتخاب
شما قدرت انتخاب دارید؛ خودتان ترجیحدهندهاید. ای بیاعتمادبهنفس! تو نفس مرجح هستی. ترجیحدهندهای، انتخاب کن، بردار. مگر نمیگویی تشنهام؟ خب یکی از این لیوانها را بردار و آبش را بخور. یکی از این شربتها را میل کن و یکی از این غذاها را بردار. روی یکی از این صندلیها بنشین. نفس ترجیحدهنده است. آخر گفتن «ترجیح بلامرجح محال است»، بیخود گفتند. مگر هرکسی هرچه میگوید قبول است؟ خب تو ببین که خودت داری بیخود ترجیح میدهی.
### تفاوت ترجیح بلامرجح و ترجیح بلا ترجح
«ترجیح بلاترجح محال است»، نه مرجح؛ یعنی شما قدرت اختیار هم نداشته باشید که انتخاب کنید، خب نمیشود دیگر. انتخابی صورت نمیگیرد؛ ولی وقتی دارید، خود این مرجح است. انتخاب کن و برو پی کارت، به زندگیت برس.
### فلسفه اختیار و انتخاب
بحث فلسفی شد، ولی فلسفی نیست. فلسفی کیلو چند است؟ گربه فیلسوف است. گربه انتخاب میکند. دنبالش کن، ببین. اگر گیر کردی، جایی میایستد؟ هرچه دنبالش میکنی، میخواهی بزنی، میبینی تکان نمیخورد؟ میگوید: «نمیدانم از این ور بروم یا از آن ور بروم؟» گربه نمیماند، از یک طرف میرود دیگر.
گربه یک فیلسوف است. فیلسوفها میمانند. فیلسوفها میگویند «ترجیح بلامرجح محال است». گربه هم نمیماند، آنوقت تو میمانی. تو ماندی. «نمیدانم طرف ترامپ و نتانیاهو را بگیرم یا طرف جمهوری اسلامی را.»
کمتر از گربه شدی. عقلت کجا رفته؟ سوادت نم کشیده، عقلت کجا رفته؟ فهم و شعورت کجاست؟ شرف و حریت دنیایی تو چیکار کردی؟ به خدا و قیامت هم کاری نداریم. «اِن لَم یکُن لَکم دینٌ و کُنتُم…» (اگر شما را دینی نیست، و بودید). نه دین داری نه از معاد میترسی، این دنیا را.
آزاده در دنیایتان باشید. شرف داشته باش.
### اعتمادبهنفس در انتخاب
نگاه کردهاید؟ میبینید چه کسانی میگویند «ترجیح بلامرجح محال است»؟ همه میگویند [خطاب به خداوند] «یا امام زمان نیا، یه وقت پشت پرده غیبت بمان». میگوید: «همه میگویند ترجیح بلامرجح محال است.» گربه خودش را مرجع اعتمادبهنفس دارد. آنوقت بیاعتمادیبهنفس بیداد میکند. حالا میگوید: «چه ربطی دارد به اعتمادبهنفس؟» نمیفهمد. همین را هم نمیفهمد که همهاش اعتمادبهنفس است. همین را میگوید: «اعتمادبهنفس یعنی همین.»
تا حالا نفهمیدی اصلاً؛ یعنی رندم شما انتخاب میکنی صندلی جلو ماشین بنشینی یا صندلی عقب بنشینی. این انسان نیست، عمل انسانی نیست؛ یعنی انسان باید بماند همینجوری در خیابان بایستد و سوار ماشین نشود. دیگر نمیدانم دوتا بشقاب غذا آوردند، میگوید: «نمیدانم این را بخورم یا این را بخورم.» از گرسنگی میمیرد. نمیدانم میخورد، هیچ. میگویند عمل چون عملش انسانی نیست که این میخواهد عمل انسانی انجام دهد. من هستم، من اختیار دارم، من قدرت انتخاب دارم. نه، من به عنوان انسان، اصلاً حیوانش هم دارد قدرت انتخاب اینجور انتخابها را دارد. او هم متوقف نمیشود، او هم وامینمیایستد، ببیند که «نمیدانم چیکار کنم»؛ میرود انتخاب میکند و جانش را نجات میدهد.
شما که انسانی چه؟ شما میگویی رفلکس است؟ ممکن است رفلکس باشد، ولی شما نمیتوانید انتخاب کنید. میگویی: «من خودم با اختیار خودم.» میگویند: «چرا این صندلی جلو را انتخاب کردی؟» میگوید: «برای اینکه هیچ فرقی با صندلی عقب نداشت.»
میگویند: «نه، نمیشود. حتماً باید یک فرقی داشته باشد که شما انتخاب کردهاید.» آقا، چون هیچ فرقی ندارد، من این را انتخاب کردم. خب دلم خواست این را، اختیار دارم این را انتخاب کردم. «چرا این را انتخاب کردی؟» چون اختیار دارم. معنای اختیارت را منکرند. اینهایی که میگویند «ترجیح بلامرجح محال است»، اختیار را نفهمیدهاند، یعنی چه؟ نه، نه، غیرممکن است. نه، این را نیاوردهاند. بالاخره هستند کسانی که آقا مطلب به این روشنی را نمیشود نفهمند که ترجیح بلا ترجح محال است. آنها هم که گفتند «ترجیح بلامرجح محال است»، حتماً منظورشان همین ترجیح بلا ترجح بوده، نه ترجیح بلامرجح. منتها آنها اینجوری گفتند و مسامحه در تعبیر دارند.ان شاء الله.
و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.
0 نظر ثبت شده