جلسه خودشناسی

قیام لله یعنی چه؟ تفسیر «مثنی و فرادی»

2362

چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۵ - بخش سوم

معنای آیه «ان تقوموا لله مثنی و فرادی» از نگاه روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام؛ بررسی معنای ولایت، معرفت خدا، اطاعت از ائمه و تفاوت قیام برای شناخت خدا با قیام برای اقامه عدالت.

 جلسه قبلی جلسه بعدی 
7:03 / 00:00
انتشار: 1405/4/26
وضعیت متن این جلسه:
متن اولیه
1
بازبینی شده
2
ویراستاری و چک نهایی
3
مرحله 1 از 3: این متن نسخه‌ی اولیه‌ی پیاده‌سازی صوت جلسه است و به‌تدریج بازبینی و تکمیل می‌شود.

گفتمان خودشناسی
فایل 2362
استاد حسین نوروزی
(چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۵ – بخش سوم)

حقیقت یکتای معرفت**

اما آنچه در روایت وارد شده است، معنایی را فرموده که با این معانی دیگر منافاتی ندارد و از زاویه‌ای دیگر به آن نگریسته شده و فرمایش دیگری فرمودند: «متنا انما اعظکم به واحده»؛ یعنی ولایت امیرالمؤمنین واحده است. یعنی یکی، آن هم ولایت امیرالمؤمنین. [شما را] موعظه می‌کنیم به ولایت امیرالمؤمنین. «ان تقوموا لله مثنا»؛ یعنی پیغمبر خدا و امیرالمؤمنین دو نفر هستند و «فرادا»، فرادا نیز یعنی باقی ائمه، روی هم‌رفته همه آن‌ها فرادا هستند. آن‌ها همه یک طرف، تنها پیغمبر و امیرالمؤمنین مثنا هستند. «انما اعظکم به واحه» [را نیز معنا می‌کنیم] با واحد هم یعنی ولایت امیرالمؤمنین. اطاعت پیغمبر و اطاعت امیرالمؤمنین [در تفسیر] مثنا [قرار می‌گیرد]. «ان تقوموا لله مثنا»، برای خدا اطاعت کنید از امیرالمؤمنین و پیغمبر، این‌گونه فرمودند و «فرادا» یعنی اطاعت کنید از تک‌تک ائمه.

به این معنا و به این شکلی که در روایت آمده است، تمام آیات قرآن کریم، همه‌شان با هر معنایی که دارند و ما آیات را در قرآن معنا می‌کنیم، بازگشتشان به همه ائمه علیهم‌السلام، به امیرالمؤمنین و پیغمبر خداست؛ مثل آیه «اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ». همه آیات در ذیلشان روایاتی که آمده است، فرموده‌اند ولایت امیرالمؤمنین، ولایت ائمه علیهم‌السلام؛ و این نوع نگاه با هم منافاتی ندارد. مثل اینکه می‌گوییم خودت را بشناس، بعد می‌گوییم خدا را بشناس، بعد می‌گوییم پیغمبر را بشناس، بعد می‌گوییم امامت را بشناس، بعد می‌گوییم قرآن را بشناس. می‌گوییم آقا، بالاخره تکلیف ما را روشن کن، ما چه کار کنیم؟ خودم را بشناسم، خدا را بشناسم، پیغمبر را بشناسم، امام را بشناسم، قرآن را بشناسم؟ همه‌اش یکی است، منافاتی با هم ندارد. خودت را بشناسی، خدا را شناختی. خدا را بشناسی، پیغمبر را شناختی. پیغمبر را بشناسی، امام را شناختی. امام را بشناسی، دین را شناختی. دین را بشناسی، قرآن را شناختی. همه‌اش یک حقیقت است.

### قیام پیش از معرفت و پس از آن

یک بحث دیگری که اینجا می‌تواند مطرح شود، مسئله قیام قبل از معرفت به الله و قیام بعد از معرفت به الله است. یک وقت می‌فرماید که «ان تقوموا لله». قبل از اینکه ما معرفت به خدا پیدا کنیم، چه چیزی ما را حرکت می‌دهد که برویم و معرفت پیدا کنیم؟ می‌گوید من خدا را نمی‌شناسم، می‌خواهم بشناسم. یکی می‌گوید می‌خواهم بشناسم، یکی می‌گوید نمی‌خواهم بشناسم. هر دوتایشان هم نمی‌شناسند ها، اما یکی می‌گوید می‌خواهم، یکی می‌گوید نمی‌خواهم. آنی که می‌گوید می‌خواهم، این قیام دارد می‌کند، پا می‌شود، حرکت می‌کند، راه می‌افتد، جهاد می‌کند، مجاهده می‌کند برای شناخت خدا، معرفت نفس، معرفت الله.

این می‌شود «ان تقوموا لله». «لله» یعنی برای اینکه خدا را بشناسی. خب، وقتی حالا خدا را شناختی، حالا قیام کن «بالقسط». این قیام دوم، بعد از اینکه خدا را شناختی، قیام بالقسط کن. اولی قیام برای شناخت خداست. دومی برای برپایی یا اقامه عدل در جهان است. حالا، «ان تقوموا لله» یعنی قبل از شناخت خدا قیام کن برای شناخت خدا، «مثنا». این را بعداً می‌نویسم، شما مطالعه کن. بله، که همه آن «مثنا» و «فرادا» سر جای خودش است، هیچ تعریفش و همۀ معنایش همین‌ها است و اینجا نیز می‌آید.

یکی می‌گوید عاشق عشقم، می‌خواهم که عاشق بشوم؛ آن یکی می‌گوید عاشق شدم. هر دو تایش هم عشق است. هر دو تا قیام است. آن هم قیام است، این هم قیام است. «الا يا ایها الساقی ادر كأسنا و ناولها/ که عشق آسان نمود اول ولیکن افتاد مشکل‌ها». اول یعنی قیام برای شناخت خدا. این راه افتادیم و آمدیم و خدا را شناختیم. بعد آمدیم قیام بالقسط کنیم، افتاد مشکل‌ها. «أَنزَلْنَا الْهُدَىٰ فِي بَعْثٍ شَدِيدٍ»؛ باید پایش بایستیم، استقامت کنیم، بجنگیم و صلی الله علی محمد و آل طاهرین.

0
4
  جلسه قبلی جلسه بعدی  

0 نظر ثبت شده